اگر مسافت طولانی این جاده را طی کنیم تا صرفاً یک رویداد در گذشته را محکوم کنیم، هیچ تهدیدی برای ساختارهای قدرت در جهانِ معاصر ایجاد نکردهایم. 🌍
چرا بیتفاوتی نسبت به رنجها و ظلمهای امروزِ جهان، نشاندهندهی یک خطای عمیق در درکِ ساختارِ اصلیِ این مناسک است؟
مانورِ بیداری و استکبارستیزی
مناسکِ مذهبی همواره در معرضِ خطرِ تقلیلگرایی و تبدیل شدن به رویدادهای صرفاً یادبودی قرار دارند. پدیدۀ اربعین، به واسطۀ ذاتِ ظلمستیزانۀ هستۀ مرکزیِ آن (قیام عاشورا)، ظرفیتِ بالایی برای عبور از یک یادبودِ تاریخی و تبدیل شدن به یک پلتفرمِ اعتراضی در مقیاسِ جهانی دارد. این مقاله به بررسیِ کارکردِ این مناسک در تولیدِ «آگاهیِ سیاسی» و ضرورتِ پیوندِ آن با مسائلِ روزِ جهانِ اسلام، به ویژه مسئلۀ فلسطین میپردازد.
۱. تفکیکِ مناسکِ ایستا و مناسکِ پویا
در جامعهشناسیِ دین، رویکردِ کنشگران نسبت به مناسک، تعیینکنندۀ پویاییِ آن سیستم است. مناسکِ ایستا، فاقدِ امتدادِ اجتماعی بوده و صرفاً به تخلیۀ هیجانیِ کنشگر در مواجهه با یک رخدادِ پایانیافته در گذشته میپردازند. در مقابل، مناسکِ پویا کارکردی تطبیقی دارند؛ بدین معنا که مدلِ رفتاریِ شخصیتهای تاریخی را به عنوانِ یک الگو استخراج نموده و بر بحرانها و معادلاتِ قدرت در زمانِ حال تطبیق میدهند. پیادهروی اربعین، از منظرِ ساختاری، یک مناسکِ کاملاً پویاست که کارکردِ اصلیِ آن، تنظیمِ مختصاتِ سیاسیِ زائر در برابرِ نظامِ سلطۀ معاصر است.
۲. خطرِ گسستِ شناختی و سکولاریزاسیونِ پنهان
یکی از آسیبهای جدی در رفتارِ زائران، بروزِ پدیدهای است که میتوان آن را «سکولاریزاسیونِ پنهانِ مناسک» نامید. در این حالت، کنشگر، زیارت را به یک امرِ صرفاً معنوی و انتزاعی تقلیل داده و مرزِ قاطعی میانِ «فضای زیارت» و «واقعیتهای ژئوپلیتیکِ محیطِ پیرامون» ترسیم میکند. زائری که در این پارادایم قرار میگیرد، میتواند مسافتِ طولانیِ مسیر را با انگیزهِ محکومیتِ ظلمِ تاریخی بپیماید، در حالی که نسبت به آپارتايد و نسلکشیِ جاری در غزه، موضعی منفعلانه و مبتنی بر اثر تماشاگر اتخاذ مینماید. این تضادِ رفتاری، نشاندهندۀ یک گسستِ عمیق در درکِ فلسفۀ اصلیِ این رویداد است.
۳. اربعین به مثابۀ مانورِ استکبارستیزی
برای جلوگیری از این انحرافِ تحلیلی، سیستمِ محتواییِ این مناسک باید بر تولیدِ اتصالِ شناختی متمرکز شود. مسئلۀ آزادی قدس و حمایت از جبهۀ مقاومت، یک پیوستِ فرعی یا تزریقِ ایدئولوژیِ دولتی به بدنۀ زیارت نیست؛ بلکه خروجیِ منطقی و گریزناپذیرِ درکِ صحیح از این رویداد است. آموزشهای پیشینی باید این واقعیت را نهادینه سازند که گام برداشتن در مسیرِ کربلا، در ذاتِ خود یک کنشِ ژئوپلیتیک و اعلامِ همبستگیِ عملی با تمامیِ جبهههای درگیر با استکبارِ جهانی در دورانِ معاصر محسوب میگردد.
