جامعهشناسیِ معاصر دهههاست به دنبال فضایی میگردد که انسانها به دور از منطقِ رقابتیِ اقتصاد عمل کنند؛ ساختاری که ما قرنهاست در حال تمرینِ آن هستیم. 🏙
اما خطای استراتژیک کجاست؟ وقتی با این دستاوردِ عظیم، فقط مثل یک «اردوی موقت» برخورد میکنیم و هنجارهای آن را با خود به شهر برنمیگردانیم.
تمرینِ زندگی در جامعۀ موعود
در ادبیاتِ کلاسیکِ فلسفۀ سیاسی، تحققِ عملیِ اتوپیا (آرمانشهر) به دلیلِ تعارض با ذاتِ منفعتطلبِ انسان، امری ممتنع و صرفاً تئوریک انگاشته میشد. با این حال، جامعهشناسانِ معاصر نظیرِ اریک اولین رایت با طرحِ نظریۀ یوتوپیای واقعی، تأکید دارند که باید الگوهای عملیاتیِ برابریخواهانه را در دلِ ساختارهای فعلیِ جهان جستجو کرد. مناسکِ پیادهرویِ اربعین، با ایجادِ یک تعلیقِ موقت در مناسباتِ اقتصادِ سرمایهداری، نه تنها بارزترین مصداقِ این نظریۀ مدرن است، بلکه تبارنامهای ۱۴۰۰ ساله از مقاومتِ اجتماعی برای حفظِ این الگو را در کارنامۀ خود دارد.
۱. زیارتِ پیاده؛ تجلیِ تاریخیِ یوتوپیای واقعی
در حالی که آکادمیِ مدرن در دهههای اخیر به ضرورتِ یافتنِ فضاهای عینی برای تمرینِ مواسات رسیده است، مکتبِ تشیع از قرنِ اولِ هجری، این فضا را در قالبِ «زیارتِ پیاده» نهادینه کرده است. استمرارِ این ساختارِ اجتماعی—حتی در مواجهه با خشنترین سرکوبهای حکومتی نظیرِ دورانِ متوکلِ عباسی که متضمنِ مجازاتِ قطعِ عضو و اعدام بود—نشان میدهد که این مناسک، یک تجربۀ هیجانیِ گذرا نیست. اربعین، ماحصلِ ۱۴ قرن تمرینِ مستمرِ جامعۀ شیعی برای حفظِ ماکتِ عملیاتیِ «جامعۀ مهدوی».
۲. فروپاشیِ سلسلهمراتب و تعلیقِ اقتصادِ پولی
ویژگیِ بارزِ این ساختارِ اجتماعی، غیبتِ نهادهای بوروکراتیک و بیاعتباریِ مطلقِ مکانیزمِ «قیمت» و «پول» در تخصیصِ منابع است. در این جغرافیا، ما با یک نظم خودجوش مواجهیم که در آن، سلسلهمراتبِ طبقاتیِ مبتنی بر ثروت کاملاً فرو میپاشد. توزیعِ کالا و خدمات، منحصراً بر مبنای نیازِ مصرفکننده و کنشِ داوطلبانۀ عرضهکننده (بدونِ دخالتِ دولتِ متمرکز) صورت میپذیرد؛ مدلی که انطباقِ کاملی با مختصاتِ اقتصادیِ پیشبینیشده برای دورانِ پس از ظهور دارد.
۳. چالشِ بازگشت و الزامِ «انتقالِ هنجاری»
مهمترین آسیبِ استراتژیک در مواجهه با این پدیده، برخوردِ تقلیلگرایانه با آن به عنوانِ یک تجربۀ مقطعی است. محدود ماندنِ رفتارهای مبتنی بر ایثار به جغرافیای زیارت و بازگشتِ مجددِ کنشگر به الگوهای رقابتی پس از پایانِ سفر، نقضِ غرضِ این مناسکِ تربیتی است. برای تکمیلِ چرخۀ اثرگذاری، زائر ملزم به ایفای نقشِ حاملِ فرهنگی و تحققِ مفهومِ «انتقالِ هنجاری» است. استخراجِ این سبکِ زندگی و پیادهسازیِ آن در مناسباتِ خُردِ شهری و معادلاتِ روزمرۀ اقتصادی، آزمونِ نهاییِ زائر در اثباتِ وفاداری به این یوتوپیای واقعی است.
